|
سید احسان حسینی تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
| ||
|
تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای ! به خدا حال مرا ،خوب به هم ریخته ای ! آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری ! بی سبب نیست ، که در کنج دلم جا داری ! به سپیدی غزل ، رایحه ی یاس منی ! یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی ! یاسمن بوی ترین ، جای خدا را پر کن ! من پر از زندگی ام ، فاصله ها را پر کن ! من جهنم زده ام ، حسرت سیبی دارم ! باز نسبت به شما ، حس غریبی دارم ! غربت و رخوت دستان مرا باور کن ! نازنین ، قصه ی ایمان مرا باور کن ! فریدون مشیری [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ] [ 23:2 ] [ احسان ]
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند ؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بودهایم ! "خسرو گلسرخی" [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ] [ 23:1 ] [ احسان ]
✍️حصار شب نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن در این حصار جادویی روزگار بشکن تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن بسرای تا که هستی که سرودن است بودن به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن ز برون کسی نیاید چو به یاری تو،اینجا تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن #شفیعی_کدکنی 🔽🔽🔽 [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ] [ 22:53 ] [ احسان ]
جای آن دارد كه چندی هم ، ره صحرا بگیرم سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم مو به مو دارم سخن ها ، نكته ها از انجمن ها بشنو ای سنگ بیابان ، بشنوید ای باد و باران با شما همرازم اكنون با شما دمسازم اكنون شمع خودسوزی چو من در میان انجمن گاهی اگر آهی كشد دل ها بسوزد یك چنین آتش به جان مصلحت باشد همان با عشق خود تنها شود تنها بسوزد من یكی مجنون دیگر در پی لیلای خویشم عاشق این شور و حال عشق بی پروای خویشم تا به سویش ره سپارم ، سر ز مستی بر ندارم من پریشان حال و دلخوش ، با همین دنیای خویشم رحیم معینی کرمانشاهی [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ ] [ 22:46 ] [ احسان ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||