|
سید احسان حسینی تنها حقیقت است که رهایی می بخشد
| ||
|
به نام کردگار هفت افلاک درس: سوم؛ مثل آیینه تحلیلگر: جناب اقای سید احسان حسینی بند اول: نوجوانی تولد دوبارة انسان است. در این مرحلة پر تب و تاب، نوجوان، افزون بر رابطه با خود، نیازمند رابطه ای دیگر نیز هست؛ نیازمند دو چشم دیگر که نوجوان را ببیند و به او بگوید: کیست و چگونه است؛ از همین جاست که دوستی و پیوند با دیگران آغاز می شود. زبانی: نوجوانی: نهاد/ تولد دوبارة انسان: گروه مسندی(تولد: هسته/ دوباره: وابسته، صفت/ انسان: وابسته، مضاف الیه)/ است: فعل اسنادی/ این مرحله پر تب و تاب: متمم(این مرحله: ترکیب وصفی: این: وابسته پیشین؛ صفت اشاره/ مرحله: هسته)/ نوجوان: نهاد/ افزون: قید/ نیازمند رابطه ای دیگر: مسند/ هست: فعل اسنادی/ نیازمند دو چشم دیگر: نهاد/ نوجوان: مفعول/ ببیند: فعل/او: متمم/ بگویید: فعل/ کیست: مسند/ چگونه: معطوف به مسند:/ است: فعل اسنادی/ همین جا: متمم/ که: حرف ربط/ دوستی و پیوند: نهاد/ دیگران: متمم/ آغاز می شود: فعل مرکب. بند دوم: این ارتباط، وابسته به نیاز درونی است که به نوجوان کمک می کند تا به خودشناسی برسد. دیگران، زبان نقد او و پنجره هایی هستند که در برابر دیدگان پرسشگر وی، گشوده شده اند. این ارتباط: گروه نهادی(ترکیب وصفی، این: وابسته پیشین، صفت اشاره/ ارتباط: هسته)/ وابسته به نیاز درونی: گروه مسندی/ است: فعل اسنادی/ که: حرف ربط/ نوجوان: متمم/ کمک: مفعول/ کمک می کند: فعل مرکب(از نگاهی)/ تا: حرف ربط/ خودشناسی: متمم/ برسد: فعل/ دیگران: نهاد/ زبان نقد او و پنجره هایی: گروه مسندی/ هستند: فعل اسنادی/ که: حرف ربط/ برابر دیدگان پرسشگر وی: متمم(دیدگان پرسشگر: ترکیب وصفی: دیدگان وی: ترکیب اضافی) گشوده شده اند: فعل. بند سوم: دوستان واقعی، راه نیک بختی را به ما نشان می دهند و همراهان خوبی برای شکوفایی بهتر هستند. آنها مثل آیینه، همان قدر که خوبی ها را پیش چشم می آورند، عیب ها را هم به ما می نمایانند و مهم تر آنکه این همه را بی صدا و بی هیاهو، باز می گویند. زبانی:دوستان واقعی: نهاد(ترکیب وصفی؛ دوستان: هسته؛ واقعی: وابسته؛ صفت)/ راه نیک بختی: گروه مفعولی(ترکیب وصفی؛ راه: هسته؛ نیک بختی: وابسته، صفت)/ ما: متمم/ نشان می دهند: فعل/ همراهان خوبی: مسند/ شکوفایی بهتر: متمم/ هستند: فعل.یا همراهان خوبی برای شکوفایی بهتر: مسند/ هستند: فعل/ آنها: نهاد/ آیینه: متمم/ همان قدر که خوبی: گروه مفعولی/ پیش چشم: ترکیب اضافی(پیش: هسته؛ چشم:وابسته؛ مضاف الیه)/ می آورند: فعل/ عیب ها: مفعول/ ما: متمم/ می نمایانند: فعل/ این ها: مفعول/ بی صدا و بی هیاهو: مسند/ باز می گویند: فعل ادبی: خوبی ها و عیب ها: تضاد/ مثل آیینه: تشبیه. بند چهارم: رستم دوستی، شکستن آیینه نیست؛ درست آن است که فرصت بازاندیشی و خودشکوفایی را پدید آوریم و گامی به سوی فراتر رفتن برداریم. رسم دوستی: نهاد(ترکیب وصفی)/ شکستن آیینه: مسند/ نیست: فعل/ درست: نهاد/ آن: مسند/ است: فعل/ که: حرف ربط/ فرصت بازاندیشی و شکوفایی: مفعول/ پدید: مسند/ آوریم: فعل/گامی: مفعول/ فراتر رفتن: متمم/ برداریم: فعل.
آﯾﻨﻪ،ﭼﻮن ﻧﻘﺶ ﺗﻮ ﺑﻨﻤﻮد راﺳﺖ ﺧﻮد ﺷﮑﻦ ، آﯾﯿﻨﻪ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺧﻄﺎﺳﺖ زبانی:آینه: نهاد/ چون: حرف ربط/ نقش تو: مفعول/ بنمود: فعل(نشان داد)/ راست: قید(به درستی)/ خود: مفعول/ شکن: فعل/ آینه شکستن: نهاد/ خطا: مسند/ است: فعل اسنادی
ادبی:راﺳﺖ و ﺧﻄﺎ : ﺗﻀﺎد / ﺑﯿﺖ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞ ( اﻣﺜﺎل و ﺣﮑﻢ ) اﺳﺖ./ﺧﻮد ﺷﮑﺴﺘﻦ : ﮐﻨﺎﯾﻪ از اﺻﻼح ﮐﺮدن
فکری:اﮔﺮ آﯾﻨﻪ ، ﻋﯿﺐ ھﺎی ﺗﻮ را ﺑﻪ درﺳﺘﯽ ﻧﺸﺎن داد ، ﻧﺒﺎﯾﺪ آﯾﻨﻪ را ﺑﺸﮑﻨﯽ ، ﺑﻠﮑﻪ درﺳﺖ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮدت را اﺻﻼح ﮐﻨﯽ.
برچسبها: فارسی نهم [ جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۸ ] [ 20:24 ] [ احسان ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||